صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

فرزند با اخلاق من (پرورش تقوا) 7



مجموع: ۱

بازدید: ۳۰۱۱

یادداشت

فرزند با اخلاق من (پرورش تقوا) 7

ارسال شده در: 19 مرداد 1395 - 07:25 توسط عباس پسندیده

اصطلاح:

اشاره:

در شماره­های قبل به پرورش تقوا پرداختیم و گفتیم کودکان باید یاد بگیرند که به خودشان تکیه کنند، نه به ما. هدف اصلی این است که آنها بدانند بر زندگی و انتخاب هایشان تسلط دارند. برای این موضوع، گفتیم که اولا فرزندان باید خودانگیخته شوند و ثانیاً باید روش تسلط بر خود را بیاموزند. برای تسلط بر خود، سه روش بیان شد: یکی توقف کردن و دیگری تفکر در عاقبت کارهایا عاقبت اندیشی و سومی استفاده از تجربه.

و اینک ادامه بحث:

4.  به او یاد دهید از زندگی عبرت بکیرد.

دانشمندان بر اساس نقدي كه بر نظريه تجربه پيامد وارد است،  از انحصار و تعميم آن كاسته و نظريه «پيامدهاي تجربه شده» را ارائه كرده‌اند. بر اساس اين نظريه، پيامدهاي تجربه شده توسط ديگران، منبعي براي تنظيم رفتار است. از اين رو لازم نيست هر فرد خود همه چيز را تجربه كند، بلكه مي‌تواند از تجربه ديگران استفاده نموده، از نتايج آن در تنظيم رفتارهاي خود بهره‌مند شود.

عبرت از آنچه مايه عبرت است، موجب برانگيخته شدن تقوا و خويشتنداري گشته و از اين طريق رفتارهاي انسان را تنظيم مي‌‌كند. امام علي (عليه السلام) در اين باره مي‌‌فرمايد:

ذِمَّتِي بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَينَ يدَيهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ.[1]

امام علي (ع) در نقش تنظيمي عبرت را اين گونه بيان مي‌دارد:

لَوِ اعْتَبَرْتَ بِمَا مَضَى حَفِظْتَ مَا بَقِي؛[2] اگر از گذشته عبرت بگیری، آنچه را باقی مانده حفظ خواهی کرد.

موضوع عبرت

متون ديني در چند قلم‌رو عبرت را به كار برده‌اند. بررسي اين قلم‌روها مي‌تواند مفهوم عبرت را روشن سازد. اين قلم‌روها عبارتند از:

الف) سرگذشت‌ها. يكي از مواردي كه عبرت در آن به كار رفته، سرگذشت افراد است. اين سرگذشت ممكن است مربوط به زمان حال باشد[3]، و ممكن است به گذشته مربوط باشد.[4] خداوند متعال مي‌فرمايد:

﴿لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الْأَلْبَابِ ﴾

رسول خدا (ص) نيز در اين باره مي‌فرمايد:

إعْتَبِرُوا فَقََدْ خَلَتِ الْمَثُلَاتُ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ.

ب) آفرينش. قلمرو دوم عبرت، خلقت و پديده‌هاي هستي است. بر اساس اين بخش از متون، چگونگي آفرينش نيز مي‌تواند مايه عبرت باشد. خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد:

﴿وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيةً لِّقَوْمٍ يسْمَعُونَ* وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَينِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَّبَناً خَالِصاً سَائِغاً لِّلشَّارِبِينَ* وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيةً لِّقَوْمٍ يعْقِلُونَ﴾

و در آيه ديگري مي‌فرمايد:

﴿يقَلِّبُ اللَّهُ الَّيلَ وَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ﴾

خداست كه شب و روز را با هم جابجا مي‌كند.‌ قطعاً در اين [تبديل] براى ديده‏وران [درس] عبرتى است.

امام علي (ع) نيز در اين باره مي‌فرمايد:

هُوَ الَّذِي خَلَقَ  لَكُمْ مَا فِي الأرْضِ جَمِيعاً لِتَعْتَبِرُوا بِهِ وَتَتَوَصَّلُوا بِهِ إليٰ رِضْوَانِهِ وَتَتَوَقَّوا بِهِ مِنْ عَذَابِ نيرانِهِ.

همچنين آن حضرت در كلام ديگري مي‌فرمايد:

إِنَّمَا ينْظُرُ الْمُؤْمِنُ إِلَى الدُّنْيا بِعَينِ الِاعْتِبَارِ .

از مجموع آنچه بيان شد به دست مي‌آيد كه عبرت فقط مخصوص پيامدهاي تجربه شده توسط افراد ديگر نيست، بلكه هر آنچه در اين آفرينش رخ مي‌دهد، مي تواند موضوع عبرت باشد. بنا بر اين، عبرت يعني گذر از چيزي به چيز ديگري. اگر انسان آنچه را وجود دارد، پلي براي رسيدن به مراتب بالاتر قرار دهد و از آن بگذرد، عبرت ناميده مي‌‌شود.

مراحل و فرايندهاى اصل عبرت

 اين بخش به تعيين مراحل مختلف اصل عبرت اختصاص دارد . با اندكى تأمل در آيات و روايات، از لحاظ روان‏شناختى سه مرحله يا فرايند براى اصل در نظر گرفت. این مراحل که در کتاب درآمدی بر روان شناسی تنظیم رفتار آمده است، بدین شرح می باشد:

 مرحله اول ؛ فراروى و انتقال‏

 يكى از فرايندهاى روان‏شناختى كه بيش از همه در اصل گذر اهميت دارد ، فراروى و انتقال است . فراروى و انتقال مى‏تواند به صورت شناختى و پردازش ذهنى يا انتقال مادى و جسمانى باشد . در اين مرحله کودک مى‏آموزد چگونه از حال به گذشته و آينده گذر نموده و از معرفت و شناخت چيزى كه ديده شده به چيزى كه ديده نشده، عبور كند. شناخت وجوه تشابه و اشتراك امكان اين كه به گذشته بازگرديم را آسان مى‏كند . اين يكسان‏بينى و اشتراك جويى اوليه سهم عمده‏اى در انتقال از حال به گذشته دارد . هر گاه احساس مى‏كنيم كه با گذشتگان توافق و همانندى كامل داريم، يعنى زمانى كه موفق به درك هم‏خوانى خود با ساختارسازى آن‏ها از واقعيت شويم ، نيروى اثربخش و نفوذ خود را به تمامى اعمال كرده‏ايم . از همين رو فراروى و انتقال از حال به گذشته ابزارى كامل است امير مؤمنان على‏عليه السلام به اين مطلب اشاره نموده و مى‏فرمايد :

«عباد اللَّه ان الدهر يجرى بالباقين كجريه بالماضين»

اى بندگان خدا! روزگار در مورد بازماندگان همانگونه جريان مى‏يابد كه در باره گذشتگان جريان داشت.

 بنابراين ، يگانه عاملى كه فرايند فراروى و انتقال را تسهيل مى‏كند ، تعداد عناصر مشترك بين دو موقعيت است. وقتى فرايند انتقال به خوبى انجام شد و فرد توانست خود را به لحاظ ادراكى ، اجتماعى و عاطفى به جاى افراد پيش از خود [اقوام و ملل پيشين ]قرار دهد ، به تفكر در عملكرد آن‏ها مى‏پردازد.

 مرحله دوم ؛ تفكر

 مرحله بعدى تأمل و تفكر است . خداوند در اين زمينه مى‏فرمايد :

«كَذَ لِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْأَيَتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ» خداوند اين چنين نشانه‏هاى خود را براى شما بيان مى‏كند تا شايد شما تفكر كنيد .

بر اين اساس تفكر يكى از فرايندهاى اساسى اصل عبرت را تشكيل مى‏دهد . انسان براى انجام بهتر كارها به شناخت ، تفكر و تأمل نياز دارد . خصيصه تنظيم رفتار و سنجش عاقبت كارها ، در انسان با تعيين هدف ، تفكر و كاوش درباره آن ظاهر مى‏شود . از اين رو در روايات از تفكر به عنوان يك تكنيك اثربخش در اصل عبرت ياد شده است . امام على‏عليه السلام جايگاه تفكر را در اصل گذر اينگونه بيان كرده است :

«رحم اللَّه عبداً تفكّر واعتبر فابصر ادبار ما قد أدبر وحضور ما قد حضر»(510) : رحمت كند خداوند بنده‏اى را كه تفكر كند و عبرت بگيرد ، پس ببيند آن چه را گذشته است و آن چه را باقى است.

مرحله سوم ؛ بازپردازى و عبرت‏ آموزى‏

 منظور از بازپردازى تغيير در ديدگاه ادراكى ، تعقلى و عاطفى فعلى يعنى ديدگاهى است كه از وراء آن وضعيتى مفروض را ادراك مى‏كنيم و جاى دادن آن در چارچوب تازه ، تا شكل مثبت‏تر و سازنده‏ترى به خود بگيرد و در نتيجه رفتارهايى را در ما پديد آورد كه براى سرنوشت آينده ما مفيد باشد . با اين حال ، تعبير و تفسيرهاى اوليه تا آن جايى كه با ديدگاه تازه هماهنگى داشته باشد محترم است . به علاوه ديدگاه تازه‏اى كه در اثر انتقال و تفكر به آن دست يافته‏ايم نيز رفتارهاى مثبت پيشين را تقويت نموده و موجب مى‏شود تا بهتر بتوانيم اعمال و رفتار خود را «بازنگرى» كنيم. اين مرحله ، آخرين مرحله عبرت است كه پس از فراروى و تفكر فرد از بدى به خوبى و از زشتى به زيبايى گذر مى‏كند.

این بحث را در یادداشتهای آینده ادامه خواهیم داد.....

 

 

[1]. نهج البلاغه، خطبه 16.

[2]. نهج البلاغه، نامه 49؛ بحارالانوار،ج33،ص483،ح688.

[3] . قرآن كريم در باره گروه نخست که سرگذشت زمان حال باشد مي‌فرمايد: ﴿قَدْ كانَ لَكُمْ آيةٌ فِي فِئَتَينِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أُخْرَى كافِرَةٌ يرَوْنَهُم مِّثْلَيهِمْ رَأْي الْعَينِ وَ اللَّهُ يؤَيدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يشَاءُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُولِي الْأَبْصَارِ﴾.

[4] . و اما در باره گروه دوم که سرگذشت پيشينيان باشد مي‌فرمايد: ﴿هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُم مَّا نِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيثُ لَمْ يحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يخْرِبُونَ بُيوتَهُمْ بِأَيدِيهِمْ وَ أَيدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُوْلِي الْأَبْصارِ﴾

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها