صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

فرزند با اخلاق من.پرورش تقوا(6)



مجموع: ۴

بازدید: ۳۹۲۳

یادداشت

فرزند با اخلاق من.پرورش تقوا(6)

ارسال شده در: 31 تیر 1395 - 08:31 توسط عباس پسندیده

اصطلاح:

اشاره

در شماره­های قبل به پرورش تقوا پرداختیم و یک محور را که محور خانواده بود بیان کردیم. در آن بحث، محور خانواده­ها بودند که در خویشتنداری نقش داشتند. در دو شماره پیش بحث محور کودک را آغاز کردیم و گفتیم کودکان باید یاد بگیرند که به خودشان تکیه کنند، نه به ما. هدف اصلی این است که آنها بدانند بر زندگی و انتخاب هایشان تسلط دارند. برای این موضوع، گفتیم که اولا فرزندان باید خودانگیخته شوند و ثانیاً باید روش تسلط بر خود را بیاموزند. برای تسلط بر خود، دو روش بیان شد: یکی توقف کردن و دیگری تفکر در عاقبت کارهایا عاقبت اندیشی.

و اینک ادامه بحث:

3.  به فرزندتان یاد دهید از تجربه ­های خود استفاده کند.

يكي از روش­های خویشتنداری، تجربه‌هاي شخصي هستند. به آنچه در گذشته براي كسي اتفاق افتاده  و پيامد آن را چشيده باشد، تجربه گفته مي‌شود. اين تجربه ممكن است شيرين يا تلخ باشد. وقتي كسي پيامد رفتار خود راچه شيرين باشد و چه تلخ تجربه نمود، سعي خواهد كرد رفتارهاي خود را به گونه‌اي سامان دهد كه از پيامدهاي منفي دور گردد و پيامدهاي مثبت را به دست آورد. مفاد اصل تجربه پيامد، اين است كه پيامدهاى تجربه ‏شده يك عمل، مهم‏ترين عامل تعيين كننده رفتارهاى بعدى‏ اند. رفتارى كه با تجربه ‏اى خشنود كننده همراه باشد نيرومند مى‏ گردد و بر عكس، رفتارى كه پيامد نامطلوب به همراه داشته باشد، احتمال تكرار كمترى دارد.

تجربه، هم در مباحث روان‏شناسى مطرح شده است و هم در آموزه‏ هاى دينى. روان‏شناسان، تحقيقات متعدّدى در باره تجربه و نقش آن در تصميم‏ گيرى‏ هاى بعدى انجام داده‏اند. آنان در تحقيقات اوّليه، به اين نكته علاقه‏ مند بودند كه چگونه رفتارهاى افراد، تحت تأثير تجارب و آموخته‏ هاى قبلى آنان قرار مى‏ گيرد. به صورت ساده اين موضوع را مى‏توان با ترس كودكان تشريح كرد.

ترس كودكان در واقع، نوعى واكنش به تجربه ناگوار آنان در محيط است. مثلًا ممكن است در كودكى، ترس از مطب دندان‏پزشكى به دليل درد واقعى كه در ضمن كشيدن دندان احساس شده، به وجود آيد. روان‏شناسان در صدد تبيين اين موضوع بوده‏ اند كه رفتارهاى بعدى كودك، چگونه تحت تأثير تجربه ترس او در گذشته قرار مى‏ گيرد. بخش قابل توجهى از تحقيقات مربوط به تجربه، به اين موضوع اختصاص يافته است‏. از سوى ديگر، تجربه، پايه و اساس يادگيرى است. شناخت هر فرد، خصوصياتى دارد كه مجموع آنها از طريق تجربه به دست آمده است. اين ويژگى‏ها آن طور كه در او هست، در هيچ يك از موجودات ديگر وجود ندارد. داشتن استعدادها و گرايش ‏هاى طبيعى در قالب كمال‏جويى و حقيقت‏ طلبى، زمينه‏ هاى فطرى تجربه را به وجود مى ‏آورند. انسان، بخشى قابل توجه از شناخت‏ ها و آگاهى‏ هاى خود را از طريق تجربه مستقيم و تعامل بدون واسطه با محيط به دست مى‏ آورد. تجربه، از اين نظر نيز مورد توجّه ويژه روان‏شناسان قرار گرفته است.

تجربه از اموري است كه مورد توجه دين قرار دارد. روايات پيشوايان دين، تجربه را منبعي براي دانايي و شناخت معرفي كرده،[1] آن را موجب تقويت عقل مي‌داند.[2] تجربه، هم نظرات انسان را پخته مي‌كند[3] و هم موجب حسن انتخاب مي‌گردد[4] و هم رفتارهاي انسان را به صواب نزديك مي‌كند.[5] در حقيقت هر تجربه يك موعظه بوده[6] و عاملي براي تربيت انسان مي‌باشد.[7] اگر تجربه‌ها نبودند، راه‌ها تاريك[8] و عاقبت امور نامشخص بود.[9] به همين جهت كسي كه از تجربه‌ها خوب استفاده كند، از آسيب ها ايمن باشد.[10] رسول خدا (ص) در همين رابطه مي‌‌فرمايد:

لا يلْسَعُ الْمُوْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَينِ؛[11] مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی­شود.

در جريان حضرت يوسف (عليه السلام)، وقتي فرزندان حضرت يعقوب (عليه السلام خواستند برادرشان بنيامين را همراه خود ببرند، حضرت يعقوب (عليه السلام) در جواب آنان فرمود:

﴿هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ[12]

آیا به شما اطمینان کنم همان گونه که در باره برادرش به شما اطمینان کردم؟

بخش ديگري از متون در باره تجربه‌هاي معنوي و نقش آنها در تنظيم رفتارهاي اخلاقي است. مثلاً در دعاي محبين از مناجات خمس عشر آمده است:

مَنْ ذَاالَّذِي ذَاقَ حَلاوَةَ عِبَادَتِکَ فَرَامَ مِنْکَ بَدَلاً وَ مَنْ ذَالَّذ‌ِ‌ي آنَسَ بِقُرْبِکَ فَابْتَغيٰ عَنْكَ حِوَلاً؛

کیست که شیرینی عبادت تو را چشید و به جای تو کس دیگری را برگزید؟ وکیست که با نزدیکی به تو انس گرفت و به دنبال کسی جز تو رفت؟

شبيه به اين مسأله را در باره روزه داريم. خداوند، روزه را براي اين قرار داده تا افراد ثروتمند که هميشه همه چيز را در دسترس دارند گرسنگي را درک کنند و در نتيجه به فقيران رحم کنند. حمزة بن محمد مي‌گويد: به امام عسكري (ع) نوشتم: چرا خداوند روزه را واجب كرده است؟ حضرت در جواب فرمود:

لِيجِدَ الغَنِي مَسَّ الجُوعِ فَيحِنُّ عَلَي الْفَقِيرِ؛[13] تا این که فرد بی­نیاز، گرسنگی را بچشد و بر نیازمند دلسوزی کند.

کارکرد روزه، دل رحم شدن انسانهاست. روزه‌دارگرسنگي را تجربه مي‌کند و در نتيجه رفتار خود را تنظيم نموده و نسبت به آنها دلسوزي خواهد نمود.

ضرورت حفظ تجربه

نكته مهمي كه در روايات تجربه وجود دارد، حفظ و استفاده از تجربه‌هاست. زندگي همراه با تجربه است اما حفظ و استفاده از آن مهم است، نه صرف وجود آن. صرف وجود تجربه براي تنظيم رفتار کفايت نمي‌کند، بلکه بايد تجربه‌ها را براي خود نگه‌داشت و از آنها استفاده کرد. در اين صورت است که تجربه در رفتارهاي آينده مفيد و موثر خواهد بود. به همين جهت امام علي(ع) در اين باره مي‌فرمايد:

الْعَقْلُ حِفْظُ التَّجَارِبِ؛[14] خردمندی، حفظ تجربه هاست.

و در كلام ديگري حفظ تجربه را نشانه توفيق دانسته، مي‌فرمايد:

مِنَ التَّوْفِيقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ؛[15] از توفیق(الهی)، حفظ کردن تجربه است.

ممکن است انسان خیلی چیزها را تجربه کند، اما انها را حفظ نکند! در حفظ تجربه، چند چیز مهم است:

  • تحلیل درست واقعه. نخستین گام آن است که حادثه رخ داده به درستی تحلیل شود و نکات مثبت و منفی آن به دست آید. ممکن است تلخ و شیرین حوادث، ما را از توجه به عوامل کامیابی و شکست آن، غافل کند. اگر کسی از کنار حوادث رخ داده، به سادگی عبور کند و نکات مثبت و منفی آن را شناسایی نکند، نمی تواند از تجربه آن استفاده نماید. پس در گا م نخست باید درس های مهم حوادث زندگی را استخراج و در حافظه طبقه بندی نمود.
  • بازخوانی نتایج تجربه های پیشین. گام دوم آن است که هنگام مواجهه با رخداد جدید، به تجربه های پیشین مراجعه شود. ممکن است موقعیت جدید انسان را به شتاب زدگی در اقدام فراخواند و فرصت بازخوانی تجربه های پیشین را از انسان بگیرد؛ این از آفات استفاده از تجربه است. در استفاده از تجربه ها، باید به نتایج ذخیره شده در حافظه مراجعه نمود
  • تصمیم و انتخاب درست. گام سوم آن است که بر اساس نتایج تجربه های پیشین، به تحلیل موقعیت حال پرداخت و جوانب مختلف مسئله را بررسی نمود و راه درست را شناخت و تصمیم گرفت. این تصمیم می تواند نقش مهمی در مهار نفس و افزایش خویشتنداری داشته باشد.

 تطبيق و بازخواني حافظه هم مهمند عقل بايد مورد و هر جايي را که با آن روبرو مي شود به درستي مطالعه کند وسپس تشخيص دهد که مصداق کدام يک از حافظه هاي تجربي پيشين است وآن گاه آن کار قبلي را تکرار نکند و لذا دوباره نقش عقل پيدا مي شود.

عموميت تجربه

هر چند تجربه عاملي براي تنظيم رفتار است، اما سؤال اين است كه آيا تجربه پيامد، عامل عمومي و همه جايي تنظيم رفتار است؟ پاسخ منفي است؛ زيرا تجربه بسياري از رفتارها، خطرآفرين است؛ خطرهايي که قابل جبران نيست. به عنوان مثال، رانندگي با سرعت غيرمجاز در جاده‌هاي پر پيچ خم، چيزي نيست كه هر كس يك بار آن را تجربه كند و سپس به كاهش سرعت اقدام نمايد. بنا بر اين نمي‌توان تجربه را عامل عمومي تنظيم رفتار دانست. پس این سؤال مطرح می شود که چه عوامل دیگری در خویشتنداری و افزایش توان تقوا در افراد کمک می کند؟

این بحث را در یادداشت های آینده ادامه خواهیم داد.....


[1]. امام علي(ع) در وصيتشان به محمد بن حنفيه: يا بني... في التجارب علم مستأنف. اي فرزندم... در تجربه‌ها دانشي از پيش اندوخته است. كافي،ج8،ص22،ح4.

التجارب علم مستفاد. غررالحكم،ح1036.

[2]. امام حسين (ع): طول التجارب زيادة في العقل. اعلام الدين،ص298.

امام علي (ع): العقل غريزة يزيد بالعلم والتجارب. غررالحكم،ح1717.

[3]. امام علي (ع): رأي الرجل علي قدر تجربته. غررالحكم،ح5426.

أمْلَكَ النَّاسِ لِسِداد الرأيِ كُلُّ مُجَرَّبٍ. غررالحكم،ح3048.

[4]. امام علي(ع): ثمرةُ التجربة حسنُ الاختيارِ. غررالحكم،ح4617.

[5]. امام علي(ع): من حفظ التجارب أصابت أفعالُه. كسي غررالحكم،ح9180.

[6]. امام علي (ع) در وصيتي به محمد حنفيه: العاقل من وعظته التجارب. من لا يحضره الفقيه،ج4،ص388،ح5834. ر. ك: غررالحكم،ح1189 و 3863.

في كل تجربة موعظة. غررالحكم،ح6460.

[7]. امام كاظم(ع): كفي بالتجارب تأديباً. امالي طوسي،ص206.

[8]. امام علي(ع): لو لا التجارب، عميت المذاهب. كنزالفوائد كراجكي،ج1،ص368.

[9]. امام علي(ع): من غني عن التجارب عمي عن العواقب. غررالحكم،ح8680.

[10]. امام علي(ع): من أحكم التجارب سلم من المعاطب. غررالحكم،ح8040.

[11]. من لايحضره الفقيه،  ج4، ص378ح5785؛ کافي ج2، ص241. در روايت ديگري در بحار الانوار ج1، ص133، به جاي المومن، العاقل آمده كه مي‌تواند نشان دهنده رابطه تجربه با عقل باشد.

[12]. يوسف/64

[13]. كافي،ج4،ص181،ح6. ر. ك: من لا يحضره الفقيه،ج2،ص73،ح1768؛ امالي صدوق،ص97.

[14]. نهج البلاغه، نامه 31، غررالحكم،ح673. در كلام ديگري از حضرت چنين نقل شده است: حفظ التجارب رأس العقل. غررالحكم،ح4916.

[15]. نهج البلاغه، حكمت 211.

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها