صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

فرزند با اخلاق من.پرورش تقوا(5)



مجموع: ۰

بازدید: ۲۸۹۷

یادداشت

فرزند با اخلاق من.پرورش تقوا(5)

ارسال شده در: 15 تیر 1395 - 17:25 توسط عباس پسندیده

اصطلاح:

در شماره­های قبل به پرورش تقوا پرداختیم و یک محور را که محور خانواده بود بیان کردیم. در آن بحث، محور خانواده­ها بودند که در خویشتنداری نقش داشتند. در این شماره پیش بحث محور خود را آغاز کردیم و گفتیم کودکان باید یاد بگیرند که به خودشان تکیه کنند، نه به ما. هدف اصلی این است که آنها بدانند بر زندگی و انتخاب هایشان تسلط دارند. این که همیشه انتظار داشته باشند به خاطر خویشتنداری باید مورد تشویق اطرافیان قرار گیرند و از آنها پاداش بگیرند، یک سیستم کنترل بیرونی را به وجود می آورد. خانواده ها باید کاری کنند که فرزندان خودشان برانگیخته شوند. هر چه فرزندان ما بیشتر تشخیص دهند که نیاز دارند به خودشان تکیه کنند، توانایی مؤثرتری را در خود تقویت خواهند کرد که قدرت اراده است. کودک ما به جای این که فکر کند «باید خویشتندار باشد تا دیگران خوشحال شوند و پاداش دهند»، باید به این فکر کند که «خویشتندار بودن صحیح است و برای من مفید است».

و اینک ادامه بحث:

دو) تسلط بر خود را به فرزندتان بیاموزید

پس از خودانگیختگی، یکی از عوامل مهم در خویشتنداری این است که فرزند ما بداند چگونه با وسوسه های نفس خود مبارزه کند و آنها را مهار نماید. اگر او برای این امر توانمند نباشد، در عمل موفقیتی کسب نخواهد کرد، هر چند تمایل فراوانی برای این کار داشته باشد. برای این کار می توان روشهای زیر را به کودک آموزش داد:

1. به فرزندتان بیاموزید پیش از انجام هر کاری، توقف کند

شتاب زدگی یکی از عوامل مهم در ناخویشتنداری و افسارگسیختگی است. وقتی یک وسوسه شکل می گیرد، به شکل طوفانی به کودک هجوم می آورد تا وی را به اقدام فوری و بدون تأمل وادارد. بُرد وسوسه ها در این است که فرد فرصت فکر کردن نداشته باشد. در این حال اگر او سریع اقدام کند، ناموفق خواهد بود. در متون اسلامی تأکید فراوانی بر ترک شتاب کردن شده و خواسته شده است تا کارها با تأنی و درنگ صورت گیرد. رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله می­فرماید: «إنَّما أهلَكَ النّاسَ العَجَلَةُ، ولَو أنَّ النّاسَ تَثَبَّتوا لَم يَهلِكْ أحَدٌ؛[1] همانا شتاب کردن مردم را هلاک کرده است. اگر آنان بازمی ایستادند، هلاک نمی شدند. و یا می فرماید: مَن تَأنّى‏ أصابَ أو كادَ، ومَن عَجِلَ أخطَأ أو كادَ؛ هر کس درنگ کند، به هدف رسد یا نزدیک باشد، و کسی که شتاب کند، به خطا رود یا نزدیک باشد.[2] امام علی عليه السلام نیز تأکید می فرماید که «العَجَلُ يوجِبُ العِثارَ؛[3] شتاب کردن موجب لغزش می شود.»

2. پیش بینی عاقبت رفتار را به فرزندتان بیاموزید

مرحلۀ دوم وادار کردن کودکان به فکر کردن دربارۀ شرایط وسوسه انگیز و پیامدهای احتمالی انتخاب نادرستشان است. بهترین کار برای آموزش تفکر این است که به آنها بیاموزیم از خود بپرسد: آیا این کار درست است یا نادرست؟ آیا این فکر خوبی است؟ آیا ممکن است من آسیب ببینم؟ آیا ممکن است دچار دردسر شوم؟ حتی کودکان بسیار کوچک هم می توانند این روش را یادبگیرند. البته، فرزندان در ابتدا نیاز دارند که این پرسش ها برایشان یادآوری شود. در نتیجه، لازم است در ابتدا مکرر این سؤالات را برای او مطرح کنید، وقتی او بشنود که شما همان سؤال ها را بارها و بارها مطرح می کنید، به تدریج در ذهن خودف بدون یادآوری شما همان سؤال ها را تکرار خواهد کرد.

در فرهنگ اسلامی از چیزی به نام عاقبت اندیشی یاد می شود. در این کار، فرد پیامد و عاقبت کار را پیش بینی می­کند. کودک بر اساس ويژگي عجول بودن، حال را به جاي آينده، و شيريني را به جاي سختي برمي‌گزيند. اين، حالت طبيعي اوست و اين در حالي است كه مصلحت او در خلاف اين وضعيت است؛ يعني مصلحت او در آينده است نه حال، و در اموري است كه انجام آن سخت و تلخ است نه شيرين و لذت بخش. از اين رو، نگاه به عاقبت كارها و انديشه كردن در باره پيامد آنها موجب تصحيح رفتارها مي‌گردد.

به بيان ديگر، از يک منظر به دو گونه مي‌توان در باره يک كار انديشه نمود؛ «حال‌محور» و «عاقبت‌محور». تفكر حال‌محور انجام يا ترک رفتارها را بر اساس لذت و رنج زمان حال مي‌سنجد. اموري كه کودک با آنها سر و كار دارد، يا داراي لذت حال است و يا رنج حال. از اين رو تفكر حال‌محور، رفتارهايي را كه رنج آور ارزيابي كند، ترک مي‌كند و رفتارهايي را كه لذت‌آور ارزيابي نمايد، انجام خواهد داد.

اما تفكر عاقبت‌ محور در باره ترک يا انجام رفتارها بر اساس لذت يا رنج آينده آنها تصميم مي‌گيرد. همان گونه كه پيش از اين گفتيم، برخي امور، عاقبتي خوش دارند و برخي ديگر عاقبتي بد و شوم. و در عين حال ممكن است كاري كه خوش عاقبت است، همراه با رنج زمان حال باشد و ممكن است كاري كه بد عاقبت است، همراه با لذت حال باشد. در اين شرايط، تفكر عاقبت محور، رنج حال را به خاطر عاقبت خوش مي‌پذيرد و كار دشوار را انجام مي‌دهد. همچنين لذت حال را به خاطر پرهيز از عاقبت بد ترک كرده و از رفتار لذت بخش دوري مي‌كند. اينجاست كه نقش عاقبت اندیشی مشخص مي‌شود. عاقبت اندیشی، هم مي‌تواند رنج حال را تحمل پذير سازد و هم ترک لذت حال را. رسول خدا(ص) در باره اين تأثير مي‌فرمايد:

ألا وَإنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنيا دارَ بَلويٰ وَالآخِرةَ دارَ عُقبيٰ، فَجَعَلَ بَلوَي الدُّنيا لِثَوابِ الآخِرةِ سَبَباً وَثَوابَ الآخِرَة مِنْ بَلوَي الدُّنْيا عِوَضاً ... فَاحْذَروا حَلاوَةَ رِضاعِها لِمَرارَةِ فِطَامِها وَاهْجُروا لَذيذَ عاجلِها لِكُربَةِ آجِلِها وَلا تَسْعَوا فِي عِمارَةٍ قَدْ قَضَي اللهُ خرابَها.[4]

بدانيد كه خداوند دنيا را سراى گرفتارى و آخرت را سراى مُجازات قرار داد. گرفتارىِ دنيا را سبب پاداش آخرت كرد و پاداش آخرت، عوض گرفتارى دنياست. مى‏گيرد تا بدهد و گرفتار مى‏كند تا جزا دهد. دنيا، زوال شتابانى دارد و به سرعت، دگرگونى مى‏پذيرد. از شيرينى شير آن، به خاطر تلخى جدايى‏اش بر حذر باشيد.

امام علي(ع) نيز در توصيف انبيا و اولياي الهي مي‌فرمايد:

نَظَروا بِعُقولِهِم إليٰ آخِرِ الدُّنْيا وَلَمْ ينْظُرُوا إليٰ أوَّلِها، وَإليٰ باطِنِ الدُّنْيا وَلَمْ ينظُروا إليٰ ظَواهِرِها، وَفَكَروا فِي مَرارَةِ عاقِبَتِها فَلَمْ يسْتَمْرِئْهُمْ حَلاوَةُ عاجِلِها ثُمَّ الْزَمُوا أنْفُسَهُم الصَّبْرَ.[5]

با خِرَدهاى خويش به پايان دنيا نگريستند نه به آغاز آن، و به باطن دنيا نگريستند نه به ظاهر آن، و در تلخى فرجام آن انديشيدند و در نتيجه، شيرينىِ اكنون آن، تكانشان نداد. صبر را به جان خريدند.

همچنين نقل شده كه روزي حواريون از حضرت عيسي (ع) پرسيدند آن اولياي الهي كه هيچ ترس و اندوهي ندارند،[6] چه كساني هستند؟ حضرت عيسي (ع) در پاسخ فرمود:

اَلَّذِينَ نَظَرُوا إليٰ باطِنِ الدُّنْيا حِينَ نَظَرَ النَّاسُ إليٰ ظاهِرِها، وَالَّذِينَ نَظَرُوا إليٰ آجِلِ الدُّنْيا حِينَ نَظَرَ النَّاسُ إليٰ عاجِلِها.[7]

آنان كه به باطن دنيا بنگرند، آن گاه كه مردم، ظاهر آن را ببينند، و آنان كه به سرانجام دنيا بنگرند آن گاه كه مردم، اكنونِ آن را ببينند

به همين جهت اولياي دين، براي تصحيح رفتارها مردم، آنان را به عاقبت و آينده امور توجه مي‌دهند. امام صادق (ع) بر همين اساس مي‌فرمايد:

احْذَرُوا عَواقِبَ الْعَثَراتِ؛[8] از عاقبت لغزشها بر حذر باشید.

رسول خدا (ص) نيز در بيان روشني، توصيه به تدبر در عاقبت امور كرده و نقش حزم را در كنترل و تنظيم رفتار بيان مي‌نمايند:

إذا هَمَمْتَ بِأمْرٍ فَتَدَبَّرْ عاقِبَتَهُ؛ فَإنْ يكُ خَيراً أوْ رُشْداً اِتَّبَعْتَهُ وَإنْ يكُ شَراً أوْ غَياً تَرَکْتَهُ.[9]

هر گاه قصد انجام کاری را کردی، در عاقبت آن بیندیش! اگر خیر یا رشد بود دنبال آن برو و اگر شر یا سقوط بود، آن را ترک کن.

در کلام ديگري از آن حضرت چنين نقل شده است:

خُذِ الأمْرَ بِالتَّدْبِيرِ؛ فَإنْ رَأيتَ فِي عاقِبَتِهِ خَيراً فَامْضِ، وَإنْ خِفْتَ غَياً فَامْسِكْ.[10]

کارها را با تدبیر اخذ کن! اگر در عاقبت آن خیر دیدی انجام ده و اگر از شر آن ترسیدی، امساک کن.

در بخش ديگري از متون، نقش حزم در پيشگيري از پيامدهاي منفي مورد بحث قرار گرفته اند[11] و بخش ديگري از متون، به پيامدهاي منفي ترک حزم پرداخته‌اند. مثلاً امام علي (ع) در اين باره مي‌فرمايد:

ألا وَمَنْ تَوَرَّطَ فِي الأُمُورِ غَيرَ ناظِرٍ فِي الْعَواقِبِ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِمُفْضِحاتِ النَّوائِبِ.[12]

آگاه باشید هر کس بدون عاقبت اندیشی وارد کاری شود، خود را در معرض بلاهای رسواگر قرار داده است.

بنا بر این، یکی از امور مهمی که باید به فرزندان یاد داد، اندیشیدن در باره عاقبت کارها پیش از انجام آن است.

ادامه دارد....

 

[1] . المحاسن: 1/ 340/ 697.

[2] . كنز العمّال: 5678.

[3] . غرر الحكم: 432.

[4]. بحارالانوار، ج77، ح187.

[5]. بحارالانوار، ج73، ص111.

[6]. قرآن كريم در باره اين گروه مي‌‌فرمايد: ألا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. يونس/62.

[7]. تاريخ دمشق، ج47، ص466.

[8]. كافي، ج2، ص221، ح22.

[9]. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص410، ح5894.

[10]. الجامع الصغير، ج1، ص599، ح3885.

[11]. امام علي (ع) : مَنْ فَكَّرَ فِي العَواقِبِ أمَنَ المُعاطِبِ؛ كسى كه در عاقبتها انديشه كند، از هلاكت ايمن باشد. غررالحكم، ح854.

بِالنَّظَرِ فِي العَواقِبِ تُؤمِنُ المَعاطِبِ؛ با نگاه در عاقبتها از هلاكتها ايمن مي‌شوي. غررالحكم، ح435.

راقِبِ العَواقِبِ تَنْجِ مَنْ المَعاطِبِ؛ مراقب عاقبتها باش تا از هلاكتها نجات يابي. غررالحكم، ح5435.

[12]. كافي، ج8، ص19، ح4؛ من لا يحضره الفقيه، ج4، ص278، ح308؛ تحف العقول، ص66.

نظرات

  1. دانشجو 16 شهریور 1395 - 16:52

    سلام علیکم ممنون از مطالب گهربارتان. بی صبرانه منتظر ادامه مطالب هستیم.
    این راهکارهایی که می فرمایید از چه سنی می توان روی فرزند اعمال نمود؟ کودک از کی تحمل قبول سختی حال را دارد؟

یادداشت ها

کتاب ها