صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

فرزند با اخلاق من.پرورش تقوا(4)



مجموع: ۰

بازدید: ۳۶۴۹

یادداشت

فرزند با اخلاق من.پرورش تقوا(4)

ارسال شده در: 10 تیر 1395 - 10:48 توسط عباس پسندیده

اصطلاح:

در شماره قبل به پرورش تقوا پرداختیم و یک محور را که محور خانواده بود بیان کردیم. در آن بحث، محور خانواده­ها بودند که در خویشتنداری نقش داشتند. در این شماره بر محور خود تأکید کرده و روشهایی را بیان خواهیم کرد که خودِ کودک برای خویشتنداری برانگیخته شود.

ب) روشهای کودک محور

یک) به فرزندتان کمک کنید تا خودانگیخته شود

کودکان باید یاد بگیرند که به خودشان تکیه کنند، نه به ما. هدف اصلی این است که آنها بدانند بر زندگی و انتخاب هایشان تسلط دارند. این که همیشه انتظار داشته باشند به خاطر خویشتنداری باید مورد تشویق اطرافیان قرار گیرند و از آنها پاداش بگیرند، یک سیستم کنترل بیرونی را به وجود می آورد. خانواده ها باید کاری کنند که فرزندان خودشان برانگیخته شوند. هر چه فرزندان ما بیشتر تشخیص دهند که نیاز دارند به خودشان تکیه کنند، توانایی مؤثرتری را در خود تقویت خواهند کرد که قدرت اراده است. کودک ما به جای این که فکر کند «باید خویشتندار باشد تا دیگران خوشحال شوند و پاداش دهند»، باید به این فکر کند که «خویشتندار بودن صحیح است و برای من مفید است».

برای تحقق این امر می­توان از روش­های زیر استفاده نمود:

1. به جای ضمیر «من»، از ضمیر «تو» استفاده کنید

یکی از آسان ترین روشها، تغییر ضمایر است. اگر بگویید «من از این که امروز کار بزرگی کردی، به خود می­بالم»، کودک را برای عمل کردن به خاطر دیگران آماده می­کنید. اما اگر بگویید «تو باید واقعاً از این که کار بزرگی کردی، به خودت افتخار کنی»، موجب تقویت درونی می شود. افتخار کردن و بالیدن، از روشهای تقویت است، اما اگر منبع این تقویت در درون فرد باشد، موجب تقویت سیستم درونی خویشتنداری می شود.

2. از وی بخواهید خود را تشویق کند

گام دیگر آن است که کودک، به جای تشویق بیرونی، خود مشوّق خودش باشد. برای این کار می ­توانید هر وقت که او موفقیتی در این زمینه کسب کرد، مثلاً به او بگویید که «تو خویشتنداری خوبی از خودت نشان دادی، آیا یادت می ماند که به خودت بگویی کار بزرگی انجام داده ای؟»

3. به گونه ای فرزندتان را تشویق کنید که اعتماد به نفس او را تقویت کند

تحقیقات نشان داده است بچه هایی که هر گاه رفتار سخاوتمندانه ای نشان داده اند، مورد تحسین بزرگ ترها قرار گرفته اند، روز به روز تمایلشان نسبت به آن کار کاهش یافته است. دلیل آن این است که این کودکان شخصاً این رفتار را انتخاب نکرده اند! این بدان معنا نیست که باید تشویق را متوقف کرد، بلکه بدین معناست که در هر تشویقی باید از خود بپرسیم «آیا این تشویق باعث می شود کودک تصور کند بر زندگی اش تسلط دارد یا نه؟» برای این کار می توان اقدامات زیر را انجام داد:

  • عمل را تشویق کنید نه فرزند را. هدف تشویق باید این باشد که کودک خوب و بد را تشخیص دهد و بداند چگونه می تواند رفتارش را بهبود بخشد. عبارت «تو بچه خوبی هستی» به خود کودک اشاره دارد. اما تحسین مؤثرتر آن است که بر رفتار کودک تمرکز شود؛ مثلاً بگویید «چقدر مهربان بودی که اسباب بازی هایت را به دوستت دادی.»
  • تا حدّ ممکن تحسین را دقیق و مشخص بیان کنید. گاه تحسین های ما نامشخص و مبهم هستند؛ این کمک چندانی به فرزند ما نمی کند. بچه ها خیلی وقتها از این که نمی دانند چه رفتاری از آنها سرزده که والدین را ناراحت کرده، گلایه دارند. همین امر در مورد کارهای خوب هم وجود دارد. او باید دقیقاً بداند چه رفتاری انجام داده که مورد تحسین قرار گرفته است. از این رو ما باید خیلی روشن و صریح به او بگوییم که کار خوب او چه بوده است؛ مثلاً بگویید: «چه کار خوبی کردی! می دانم منتظر ماندن در صف، چقدر کار دشواری است، اما تو خویشتنداری فوق العاده ای نشان دادی»
  • کودک باید شایستگی تحسین را داشته باشد. گاه والدین برای تقویت یک رفتار خوب در فرزندانشان، بدون این که کاری کرده باشند، آنها را تشویق می کنند! کودکان خیلی با هوش اند و خوب می فهمند که شایستگی تحسین را داشته اند یا نه. بن بر این، اگر او واقعاً کار خوبی انجام نداده است، او را تشویق نکنید.

4. به فرزندتان کمک کنید تا به کرامت نفس خود بیندیشد

از عوامل مهم در خودانگیختگی این است که کودک به کرامت نفس خود توجه کند و بر اساس آن به تنظیم رفتار اقدام نماید. با این کار، توجه و تمرکز او از عوامل بیرونی تنظیم رفتار به عوامل درنی برمی گردد. او به جای این که فکر کند «این کار چقدر دیگران را خوشحال و راضی می کند»، باید به این بیندیشد که این کار چقدر با شخصیت و کرامت او هماهنگ است». در احاديث، به ارتباط خويشتندارى با كرامت نفْس، تصريح شده است: «إِنَّمَا الكَرَمُ التَّنَزُّهُ عَنِ المَعَاصِى؛[1] همانا كرامت نفس، دورى كردن از گناهان است.» راز اين مطلب را احاديث ديگر روشن كرده‏اند: «مَن كَرُمتْ عَلَيهِ نَفسُهُ هَانَتْ عَلَيهِ شَهوَتُهُ؛[2] هر كه كرامت نفس داشته باشد، شهوات نزد او خوارند.

در واقع، ميزان ارزشمندى گناهان در مقايسه با شرافت و ارزشمندى شخصيت، بى‏ارزش مى‏نمايد و همين امر، انگيزه‏هاى اخلاقى فرد را بر ترك گناهان تحريك مى‏كند، تا حدّى كه در مقابل تحريك گناه، مقاومت مى‏كند.[3] رفتار صميمانه با ديگران‏[4] مانند: نرم‏خويى،[5] و گشاده‏رويى،[6] احسان،[7] گذشت،[8] وفا به عهد،[9] صبر و تاب‏آورى،[10] راستگويى‏[11] و ... از مواردى است كه در ارتباط با كرامت نفس بيان شده‏اند و يا در مورد فردى كه داراى كرامت نفس درونى شده، مطرح گرديده‏اند.[12] بررسى مادّه «الكرم» يا «الكريم» در بين روايات مى‏رساند كه كرامت نفس، در يك كلمه، با تمام مكارم اخلاقى برابر است؛ زيرا تعابير اخلاقى مرتبط با كرامت نفس و عزّت نفس، آن قدر مختلف و متعدّدند كه به تعبير استاد شهيد مطهّرى،[13] جامع همه مكارم الأخلاق و منظور رسول خدا (ص) از حديث مشهور مكارم است.[14]

 

اگر مایل بودید تجربه های خود را با ما در میان بگذارید تا دیگران نیز از آن بهره مند شوند

.....ادامه دارد

 

 

[1] . غرر الحكم، ح 8730. همچنين: إِنَّمَا الكَرَمُ التَّنَزهُ عَنِ الْمَساوي؛ كرامت، دورى كردن از گناهان است( همان، ح 3870).

[2] . نهج البلاغه، حكمت 449.

[3] . امام على( ع): الكريمُ مَن تَجَنَّبَ المَحارِمَ و تَنَزَّهَ عنِ العُيوبِ؛ بزرگوار كسى است كه از حرام‏ها دورى كند و از معايب منزّه باشد.( غرر الحكم، ح 1565).

[4] . امام على( ع): الكَرَمُ حُسنُ السَّجيَّةِ و اجتِنابُ الدَّنيَّةِ؛ بزرگوارى، داشتن منش نيكو و دورى كردن از پستى است( همان، ح 1695)

مَن كَرُمَت نَفسُهُ قَلَّ شِقاقُهُ و خِلافُهُ؛ هر كه كرامت نفْس داشته باشد، كمتر مخالفت و ناسازگارى مى‏كند( همان، ح 9051).

[5] . امام على( ع): مِن الكَرَمِ لِينُ الشِّيَمِ؛ نرم‏خويى، از بزرگوارى است( بحار الأنوار، ج 77 ص 208، ح 1).

[6] . امام على( ع): يُستَدَلُّ عَلى كَرَمِ الرَّجُلِ بِحُسنِ بِشرِهِ وبَذلِ بِرِّهِ؛ از خوش‏رويى و نيكوكارى مرد، به بزرگوارى او پى برده مى‏شود( غرر الحكم، ح 10963).

[7] . امام على( ع): الكريمُ مَن بَذَلَ إحسانَهُ، اللَّئيمُ مَن كَثُرَ امتِنانُهُ؛ بزرگوار، كسى است كه بى‏دريغ احسان مى‏كند و فرومايه كسى است كه بسيار منّت مى‏نهد( همان، ح 1260 و 1261).

[8] . امام على( ع): الكَرَمُ احتِمالُ الجَريرَةِ: بزرگوارى، تحمّل كردن گناه و تقصير[ و انتقام نكشيدن از آن‏] است( همان، ح 964.

المُبادَرَةُ إلَى العَفوِ مِن أخلاقِ الكِرامِ، المُبادَرَةُ إلَى الانتِقامِ مِن شِيَمِ اللِّئامِ؛ شتاب در عفو و گذشت، از خوى‏هاى بزرگواران است و شتاب در انتقامگيرى، از خصلت‏هاى فرومايگان است( همان، ح 1566 و 1567).

[9] . امام على( ع): سُنَّةُ الكِرامِ الوَفاءُ بِالعُهودِ؛ شيوه كريمان، وفادارى به پيمان‏هاست( همان، ح 5556).

[10] . امام على( ع): الكِرامُ أصبَرُ أنفُسا؛ بزرگواران، جان‏هايشان شكيباتر و پرتحمّل‏تر است( همان، ح 594).

[11] . امام على( ع): أقَلُّ شي‏ءٍ الصِّدقُ و الأمانَةُ، أكثَرُ شي‏ءٍ الكذبُ و الخِيانَةُ؛ كمياب‏ترين چيزها راستى و امانتدارى است و بيشترين چيزها، دروغ و خيانت است( همان، ح 3168 و 3169).

[12] . درآمدى بر روان‏شناسى تنظيم رفتار با رويكرد اسلامى، ص 342.

[13] . يادداشت، ج 6، ص 496.

[14] . أَنَّهُ( ص) قَالَ: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ‏. ( بحار الأنوار، ج 68، ص 372).

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها