صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

فرزند با اخلاق من.پرورش تقوا(3)



مجموع: ۰

بازدید: ۳۵۷۶

یادداشت

فرزند با اخلاق من.پرورش تقوا(3)

ارسال شده در: 02 تیر 1395 - 13:14 توسط عباس پسندیده

اصطلاح:

در دو شماره قبل در باره تقوا و نقش آن در زندگی سخن گفتیم. روشن شد که تقوا یک توانمندی است که قدرت مقاومت در برابر وسوسه و به تأخیر انداختن ارضاء را به انسان می دهد. همچنین روشن شد که تقوا نقش مهمی در موفقیت زندگی دارد؛ چیزی که هم شرع بر آن تأکید داشته است و هم تجربه بشری به آن دست یافته است. در این شماره به پرورش تقوا در فرزندان خواهیم پرداخت:

پرورش تقوا و سن کودک

چگونگی پرورش تقوا و خویشتنداری در فرزندان با شرایط سنی آنها ارتباط دارد. فلاول در کتاب رشد شناختی (ص 106 به بعد) بیان می دارد که در طول سال دوم زندگی، کودک توانایی بازداری را کسب می­کند و فرمانهایی مثل «دست نزن» یا «صبر کن» را دریافت می کند، اما با این حال، این از ویژگی های کودکان 1 تا 2 سال نیست. در طول سال سوم، خویشتنداری پیشرفت قابل ملاحظه ای می کند و هر چه بزرگتر می شود، زمان بیشتری را می تواند صبر کند. به عنوان مثال کودکان 30 ماهه نسبت به کودکان 24 ماهه، بهتر می توانند تا 50 ثانیه صبر کنند. اما بازداری به صورت هدفمند، تنها از 6 سالگی به بعد ممکن می شود. وی معتقد است در این سن، کودک این توانایی ها را کسب می کند:

1) آغاز یک نیت و یک برنامه و حفظ آن در یک دوره زمانی

2) بازداری عمدی رفتارهای وسوسه کننده اما ممنوع

3) انتظار و به تعویق انداختن اعمال

4) به تعویق انداختن یا تأخیر در کامروایی

5) گونه هایی از دیگر انواع کنترل خود.

به این ترتیب، اشکال مختلف کنترل خود، در اواخر دوره نوزادی و اوان کودکی «شروع» می شود و به تدریج تقویت می شود.

بر اساس روایات «سبع سنین» که زندگی فرزندان را به سه دوره هفت ساله تقسیم می کنند، دوره نخست، دوره رهایی و بازی است که با تعبیرهای «دع ابنک»، «امهل صبیک» و «الغلام یلعب» بیان شده است(کافی ج 6 ص 46 ح 1-3). از این رو، به نظر می رسد در این دوره نمی توان خویشتنداری را به صورت یک برنامه مشخص، در آنان اجرا نمود.

روش پرورش تقوا و خویشتنداری

برای تقویت خویشتنداری روشهایی وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره می شود:

الف) روشهای خانواده محور

یک) سرمشق خویشتنداری باشید

رابرت کولز روانشناس معروف دانشگاه هاروارد در کتاب برجسته اش نهوش اخلاقی برای کودکان» خاطر نشان می کند بهترین راهی که کودکان می توانند جهت یابی اخلاقی پیدا کنند، مشاهده والدین است. نمونه رفتارهای ما یکی از بهترین روشهای تضمین کسب فضیلت اخلاقی خویشتنداری در کودکانمان است. قبل از این که تلاش کنید تا خویشتنداری فرزندتان را بنا نهید، آن را مجدّانه در رفتارهای خودتان منعکس کنید و ارزیابی کنید که تا چه حد الگوی مناسبی برای این ویژگی هستید. رفتار شما یک کتاب درسی زنده برای فرزندتان است.

دو) خود را متعهد سازید که فرزندتان را خویشتندار بار بیاورید

برخی چندان اهمیتی به این مسئله نمی دهند، در حالی که یک مسئله مهم و اساسی است. ببینید داشتن یک فرزند خویشتندار چقدر برایتان اهمیت دارد؟ نکند از والدینی باشیم که به خاطر رسول خدا(ص) از آنان اعلام بیزاری کرده است؛ همانان که به متاع اندک دنیا برای فرزندانشان راضی می شوند و فرزندانشان را از یادگیری معارف دین بازمی دارند!! (جامع الأخبار: ص 285 ح 767). افرادی که این مسئله برایشان مهم است، یک تعهدی نسبت به آن احساس می کنند و برای آن اقدام می کنند.

سه) معنا و ارزش خویشتنداری را آموزش دهید

اگر می خواهید در فرزندانتان خویشتنداری رشد کند، برای توضیح معنای این فضیلت برای آنها وقت صرف کنید. برای این منظور می توانید از توضیحاتی که در دو شماره قبل بیان شد استفاده کنید و آن را با نمونه و مثال از زندگی تان روشن سازید. همچنین می توانید از ضرب المثل «جیک جیک مستانت بود...» بهره ببرید.

چهار) یک شعار خانوادگی بسازید

یک یا چند شعار در باره خویشتنداری انتخاب و در معرض دید قرار دهید. انتخاب شعار و نصب آن در معرض دید همگان، کمک فراوانی به توجه برانگیختن و فراموش نشدن موضوع می کند و انها یاد می گیرند که تسلط بر خود یکی از بهترین اصول رفتار است. این شعارها می تواند از مضمونهای ایات و روایات گفته شده باشد. البته توجه داشته باشید که گاه برخی از متون دینی به طور کامل، حالت شعاری ندارند و باید آنها را به شعار تبدیل ساخت

پنج) قانونی وضع کنید که فقط زمانی که بر خود تسلط دارید اقدام کنید

این قانون برنامه خویشتنداری را تقویت می کند و درجه الزام و عمل به آن را بالا می برد. مثلا این قانون که وقتی بر خود تسلط داریم، حرف بزنیم و شتاب نکنیم و... در این صورت اگر کسی بر خود تسلط نداشت، یک فاصله زمانی می گیرد تا بر خود تسلط پیدا کند. همانند آنچه از امیرالمؤمنین نقل شده که هنگام خدو انداختن عمرو بن عبد ود، بلند شده و پس از یک مکث، بازگشتند و او را کشتند و یا آنچه از مالک اشتر نقل شده که وقتی کسی به او دشنام داد، به مسجد رفت تا نماز خواند و دعا کند، در همین را ستا قابل تحلیل است.


لطفا تجربه ها و نظرات خود را جهت استفاده دیگران بیان بفرمایید

ادامه دارد......

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها