صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

فرزند با اخلاق من. تقوا(1)



مجموع: ۰

بازدید: ۲۹۱۹

یادداشت

فرزند با اخلاق من. تقوا(1)

ارسال شده در: 18 خرداد 1395 - 19:50 توسط عباس پسندیده

اصطلاح:

مقدمه

پیشتر در سلسله یادداشت هایی به موضوع تربیت دینی فرزند پرداختیم که مورد توجه مخاطبان نیز قرار گرفت. آن بحث در باره مباحث اعتقادی و معرفتی بود. بخش دیگر بحث مربوط به اخلاق می­ شود. به برکت ماه مبارک رمضان، از این هفته سلسله یادداشت هایی را در موضوع تربیت بعد اخلاقی فرزندان آغاز خواهیم کرد.

نقش اخلاق

اخلاق ضمانت اجرای رفتار است. هر رفتاری بخواهد صورت گیرد، نیازمند اخلاق است. به عنوان نمونه اگر روزه ماه مبارک رمضان سخت است، نیازمند صبر است تا دشواری آن را تحمل پذیر سازد و یا اگر رفتارهای قبیح باید ترک شوند، نیازمند حیاست تا از بروز آن جلوگیری کند و یا اگر باید رفتاری انجام شود، نیازمند امید به پاداش (رجاء) است و یا اگر رفتاری بخواهد ترک شود، نیازمند ترس از عقاب (خوف) است و .... برای داشتن یک فرزند مؤمن، باید بعد اخلاقی وی را پرورش داد؛ چیزی که کمتر مورد توجه قرار می­ گیرد و به همین جهت آسیب می­ بینیم.

قرآن کریم هدف روزه گرفتن را تقوا می ­داند: «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون» به همین مناسبت، بحث تربیت اخلاقی را با تقوا شروع می­ کنیم. برای روشن شدن این موضوع، نیازمند آن هستیم تا نخست با جایگاه واقعی تقوا در حیات انسان آشنا شویم.

تقوا و نقش آن در حیات انسان

امام علي(ع) گزارش مي­كند كه رسول خدا(ص) هماره مردم را به اين حقيقت توجه مي ­دادند كه بهشت با محنت آميخته است و دوزخ با لذت.[1] بهشت و دوزخ، نماد اعلای کامیابی و ناکامی­ اند. در قطعه قطعه زندگی فرزندان ما داستان بهشت و دوزخ جریان دارد. زندگی دنیا پر از داستانهای بهشت و دوزخ فراوانی است که پیش از آن واقعه عظیم رخ می ­دهد. موفقیت تحصیلی را در نظر بگیرید که شیرین و لذت­بخش است، اما راه پرمشقتی دارد. سلامتی یک بیمار را در نظر بگرید که آرزوی همگان است، اما راه آن، مصرف داروی تلخ و تزریق آمپول دردناک و پرهیز از خوردنی­ ها و آشامیدنی­ های لذت بخش است و... اموری از این دست، داستان هر روز ما و فرزندان ماست. پرسش این است که چه باید کرد؟ حکایت بهشت و دوزخ، یک داستان واقعی بود که مبتنی بر سنن و قوانین زندگی است. تحلیل این قوانین می­ تواند ما را در یافتن پاسخ یاری دهد.

تحلیل امور زندگی

امور پیش روی ما و فرزندان ما، حقیقت­ هایی هستند که ماهیت خاص خود را دارند و قوانینی بر آنها حاکم است که بدون رعایت آنها، نمی­ توان درست عمل کرد و به کامیابی دست یافت. لذا از ضرورت­ های زندگی موفق، داشتن تحلیلی واقع­ گرا از امور پیش روی زندگی است.

وقتی از منظر زمان به امور زندگی فرزندان خود نگاه می­کنیم، یا مربوط به «حال» هستند و یا مربوط به «آینده»[2]؛ بدین معنا که یا سود آنها، اکنون به آنها می­ رسد و یا در آینده. بنا بر این، از این منظر، آنها دو مفهوم «حال و آینده» را در زندگی دارند. از سوی دیگر، از منظر خوشایندی و ناخوشایندی که به امور آنها نگاه کنیم، یا «محنت» دارند و یا «لذت»؛ بدین معنا که یا انجام آنها سخت و دشوار است و یا سهل و راحت. از این رو، با دو مفهوم دیگر به نام «لذت و محنت» هم رو به رو هستند.

آنچه مهم است این که در صحنه عمل، این دو دسته از امور، جدای از هم وجود ندارند و با یکدیگر ترکیب می­ شوند. این گونه نیست که برخی امور مربوط به حال یا آینده باشند و برخی دیگر مربوط به لذت و محنت، بدون این که ارتباطی میان آنها برقرار باشد. حال و آینده، تنها بستر زمانی تحقق امورند و لذت و محنت، ویژگی اموری هستند که در این بستر وجود می­ یابند. از این رو، این دو دسته از امور در یکدیگر ضرب شده و چهار مفهوم جدید را به وجود می­ آورند: «لذت حال» و «لذت آینده»؛ «محنت حال» و «محنت آینده». لذت، هم در حال قابل تحقق است و هم در آینده. محنت نیز هم در حال قابل تصور است و هم در آینده. لذا اموری که فرزندان ما با آن رو به رو هستند، گاه لذت حالی است و گاه لذت آتی. همچنین محنت، گاه حالی است و گاه آتی.

نکته مهم دیگر در باره نحوه چینش مفاهیم چهارگانه جدید در محور زمان است. در چينش اين مفاهيم چهارگانه، تقابل و تضاد آنها با يكديگر، یک اصل است و ما باید از مفاهیمی که در برابر یکدیگر قرار می­ گیرند، یکی را برگزینیم. این گونه نیست که امور فرزندان ما از جنس (لذت حال – لذت آینده) و یا (محنت حال – محنت آینده) باشند؛ بلکه به شکل ضربدری چیده می­ شوند: (لذت حال – محنت آینده) و (محنت حال – لذت آینده)؛ لذا فرزندان ما یا باید لذت حال و محنت آینده را برگزینند و یا محنت حال و لذت آینده را. این، وضعیت امور و قانون حاکم بر زندگی آنها است.

انسان به لحاظ طبع اولیه خود، «حال­گرا» و «لذت­گرا» است. بر اساس حال­گرایی، فرزندان توان صبر برای آینده را ندارند و بر اساس لذت­گرایی، توان تحمل محنت را ندارند و از آن گریزان اند. دانش آمور و دانشجو، ممکن است به لذت حال بیندیشد و از سختی درس و مطالعه گریزان باشد. و یا بیمار ممکن است به لذت اکنون خود بیندیشد و از داروی تلخ و آمپول دردآور فراری باشد. از این رو، فرزندان در انتخاب خود، به سراغ «لذت حال» می­روند و این نتیجه­ ای جز محنت که همان شکست و ناکامی آینده است، برای آنان ندارد. موفقیت و کامیابی فرزندان در معادله (محنت حال – لذت آینده) قرار دارد و البته این، سخت و دشوار است. در این وضعیت چه باید کرد؟ طبع فرزندان چیزی را می­ طلبد و مصلحت آنها در چیز دیگر است!

قدرت مهار خود

بر اساس این واقعیت­ها، معلوم می­ گردد که فرزندان ما برای کسب موفقیت به نیرویی نیاز دارند تا با کمک آن بر دو کشش قوی حال گرایی و لذت گرایی چیره شوند و آنهارا به سمت لذت آینده بکشاند. این نیرو باید بتواند آنها را از کارهایی که به آن علاقمند است (لذت حال)، باز دارد تا ناکام نگردد(محنت آینده) و به کارهایی که از آن گریزان است(محنت حال)، وادارد تا به کامیابی دست یابد(لذت آینده). پس آنها به نيرويي نياز دارند كه با كنترل نفس، در مقام عمل هم بازدارنده باشد و هم وادارنده.  این نیرو همان چیزی است که در ادبیات دین، به نام «تقوا» شناخته می ­شود. تقوا  به معني خويشتنداري و بازداري نفس بوده و كسي را كه از توان خويشتنداري و خود نگهداري برخوردار باشد، «متقي» نامند. مرحوم شهيد مطهري در اين باره مي‌فرمايد: اين كلمه از ماده «وقي» است كه به معناي حفظ و صيانت و نگهداري است. معناي اتقاء، احتفاظ است ... بنا بر اين، ترجمه صحيح كلمه تقوا «خودنگهداري» است كه همان ضبط نفس است، و متقين يعني «خود نگهداران».[3]

تقوا به فرزندان «توان بازداری» از هر آنچه لذت بخش اما عامل ناکامی است، می­ دهد.

تقوا به آنها «توان انتظار کشیدن» می­ بخشد تا از چمبره حال­ گرایی آزاد و به لذت پایدار آینده بیندیشند.

تقوا به آنها «توان به تأخیر انداختن ارضاء» می­ بخشد تا بتواند از لذت آینده سوز امروز دست کشد.

تقوا به آنها «توان مقاومت در برابر وسوسه» می ­دهد تا اسیر هوس­ های ناکام کننده امروز و خواسته­ های ویران گر اکنون نگردند.

تقوا از طریق کنترل نفس، «لذت گرایی حال» را در آنها مهار می­ کند و آنها را به لذت آینده متوجه می­ سازد. از این رو یکی از مهمترین چیزهایی که فرزندان ما نیاز دارند، پرورش تقوا است...

ادامه دارد....

 

[1]. نهج البلاغه، خطبه 176.

[2] . درست است که در محور زمان، گذشته نیز وجود دارد، اما گذشته، از امور پیش روی بشر نیست. اموری که باید در باره آنها تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم، یا مربوط به آینده است و یا مربوط به حال.

[3] . ده گفتار، صص 16 و 17.

نظرات

  1. احمد غلامعلی 19 خرداد 1395 - 09:14

    دوست بزرگوار و استاد عزیز. بسیار خوب و روشن در عین کوتاه بودن. ان شاءالله در شماره های آینده با مثالهای بیشتری همراه شود تا کاربرد آن در زندگی هم معلوم شود.

    (پسندیده:) متشکرم. ان شاء الله

یادداشت ها

کتاب ها