صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

فرزند با ایمان من! (8) خدای قابل اعتماد



مجموع: ۲

بازدید: ۴۲۷۸

یادداشت

فرزند با ایمان من! (8) خدای قابل اعتماد

ارسال شده در: 09 تیر 1394 - 10:59 توسط عباس پسندیده

اصطلاح:

سخن ما در این بود که تربیت دینی چیزی جز آن است که ما فکر می کنیم و انجام می دهیم. در شماره های قبل، بحث در باره خدا را با  مسئله محبت به خدا آغاز کردیم. در این شماره به مسئله اعتماد به خدا خواهیم پرداخت. همچنین پیشتر قول داده بودم که در باره روش تربیتی حضرت لقمان با شما سخن بگویم، در این شماره به آن یکی از آنها می پردازم:

اعتماد به خدا

دو نفر در باره ازدواج سخن می گفتند؛ یکی از آنها به تازگی ازدواج کرده بود. دوست مجرد که از وضع مالی بد دوستش خبر داشت گفت: خرج ازدواج را چطوری تأمین کردی؟ او گفت: راستش را بخواهی نمیدانم چی شد؛ خدا جور کرد. او گفت: آخه این که نمیشه! مگه خدا از آسمون برای آدم پول می فرسته؟! دوستش گفت: باور کن، خدا جور کرد. هر چه او می گفت، این فرد باور نمی کرد. بالاخره فرد متأهل به سخن درآمد و گفت: نمی خواستم بگم، ولی تو چون دوست صمیمی من هستی می گویم؛ یک فرد ارمنی تو بازار بود که وقتی از وضع من با خبر شد، به من کمک مالی کرد و من توانستم خرج ازدواج را بدهم. دوست این فرد چشمهایش برق زد و گفت حالا شد، من که گفتم همینجوری نمیشه!! فرد متأهل با کمی درنگ و با نگاهی توأم با تأسف به وی گفت: من مکرر می گویم «خدا» تو باور نمی کنی، اما تا گفتم یه ارمنی به من کمک کرد، باور کردی؟؟!!

به راستی چرا به خدا اعتماد نداریم؟ از موارد مهم در تربیت دینی، ایجاد اعتماد به خدا در فرزند است. از چیزهایی که لقمان به فرزندش یاد می دهد، اعتماد به خدا و تکیه کردن به اوست. لقمان به فرزندش می گوید:

يا بُنَيَّ، ثِقْ‏ باللَّهِ‏ عَزَّوجلَّ ثُمّ سَلْ في النّاسِ: هَل مِن أحَدٍ وَثِقَ باللَّهِ فلَم يُنجِهِ؟! يا بُنَيَّ، تَوَكَّلْ علَى اللَّهِ ثُمّ سَلْ في النّاسِ: مَن ذا الّذي تَوَكَّلَ علَى اللَّهِ فلَم يَكفِهِ؟!(بحار الأنوار: 71/ 156/ 73)

فرزندم! به خداوند عز و جل اعتماد كن و آنگاه در ميان مردم پرس و جو كن [ببين‏] آيا كسى هست كه به خدا اعتماد كرده باشد و خداوند او را نجات نداده باشد؟! فرزندم! به خدا توكّل كن و سپس در ميان مردم پرسش كن كه: كيست كه به خدا توكّل كرده و خداوند كفايتش نكرده باشد؟!

در سخن دیگری به ریشه این اعتماد پرداخته و مسئله خوش گمانی را مطرح می کند:

يا بُنَيَّ، أحسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ ثُمَّ سَل فِي النّاسِ مَن ذَا الَّذي أحسَنَ الظَّنَّ بِاللّهِ فَلَم يَكُن عِندَ حُسنِ ظَنِّهِ بِهِ.(كنز الفوائد: ج 2 ص 66، بحار الأنوار: ج 13 ص 432 ح 24)

اى پسرم! به خدا خوش‏گمان باش. آنگاه، از مردم بپرس: كيست كه به خدا خوش‏گمان بوده، ولى خدا طبق گمان او رفتار نكرده باشد؟

نتیجه خوش گمانی و اعتماد کردن، توکل بر خداست. توکل به معنی واگذاری نیست، به معنی تکیه کردن است. کسی می تواند به خدا تکیه کند که نسبت به او خوش گمان بوده و اعتماد داشته باشد. با شعار نمی شود توکل را به وجود آورد، باید نخست پایه های آن را ایجاد کرد و سپس به دنبال توکل بود. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله می فرماید: لقمان حكيم، هنگامى كه پسرش را موعظه می كرد، به او گفت: «اى پسرم! كيست كه از خداوند عز و جل سراغ گرفت، ولى او را نيافت؟ و كيست كه به خدا پناه بُرد، ولى خدا از او دفاع نكرد؟ يا كيست كه به خدا توكّل كرد، ولى خدا او را كفايت ننمود؟»( كنز الفوائد: ج 2 ص 68)

همچنین نقل شده که به پسرش گفت: اى پسرم! به خدا توكّل كن، آنگاه، از مردم بپرس: كيست كه به خدا توكّل كرده، ولى خدا او را كافى نبوده باشد؟( كنز الفوائد: ج 2 ص 66) اى پسرم! كيست كه خدا را ياد كرده باشد، ولى خدا او را ياد نكرده باشد؟ كيست كه به خدا توكّل كرده باشد، ولى خدا او را به ديگرى واگذاشته باشد؟ و كيست كه به سوى خداى گرامى ياد، تضرّع و زارى كرده باشد، ولى خدا به او رحم نكرده باشد؟( الاختصاص: ص 337)

در طرف مقابل به ناامیدی از مردم پرداخته و می گوید: اى پسرم! بر تو لازم است كه از آنچه در دست مردم است، مأيوس باشى و به وعده خدا اعتماد كنى. درباره آنچه بر تو واجب گرديده، تلاش كن و تلاش درباره آنچه برايت ضمانت گرديده است را رها كن، و در همه كارهايت به خدا توكّل كن تا كفايتت كند».( إرشاد القلوب: ص 73.)

دقت کنید!

در جملات لقمان دقت کنید. چند ویژگی در این جملات وجود دارد:

  1. با ملاطفت سخن می گوید. دقت کنید! سخن گفتن با کودک باید نرم و ملایم باشد. تعبیر یا بنی حکایت از ملاطفت و محبت دارد.
  2. بعد اعتماد به خدا را مطرح می کند و جالب این که برای او بپذیرد، وی را به مشاهده وضع مردم فرامی خواند. دقت کنید! وی نمی گوید چون من می گویم، باید به خدا اعتماد کنی، یا چون خدا می گوید باید چنین کنی. بلکه وی را به بررسی تجربه های مردم فرا می خواند. متأسفانه ما گاه برای جبران ضعف خودمان، به جملات تحکمی و توصیه ای و فشار از موضع بالا روی می آوریم و خود را پشت جملاتی مانند این که مگر خدا و پیامبر را قبول نداری، پنهان می کنیم. ما باید با استفاده از نمونه ها و داستانها، اعتماد را به وجود بیاوریم. نمونه ها سبب می شوند که فرد با روند جریانهای زندگی آشنا شود و نقطه اعتماد را پیدا کند و سپس در موارد مشابه خود آن را اجرا کند. دور و بر ما آن قدر نمونه هایی هست که می تواند اعتماد را در افراد برانگیزد.

در این باره نکات دیگری نیز هست که در شماره بعد بدان می پردازم.

منتظر تجربه ها و نظرات شما هستیم.

نظرات

  1. م ح مدنی 09 تیر 1394 - 12:01

    با سلام و عرض ادب
    یادداشت مفید و موثری بود
    بهره بردیم

  2. قاسمی 10 تیر 1394 - 12:08

    با عرض سلام و سپاس از شما.عذرخواهی میکنم که مدام از شما سوالاتی میپرسم که بیشتر خود مبتلا به هستم.اگر لازم میدانید بفرمایید تا دیگر اینگونه سوال نکنم.به این دلیل که فرزند من دو سال بیشتر ندارد بنده بیانات شما را با سن ایشان تطبیق میدهم و راهی برای انتقال این بینش توحیدی به اندازه ی درک او پیدا میکنم....با این توضیحات آیا در این سن با ایجاد بستری برای اعتماد به والدین میتوان پایه گذار اعتماد به خدا شد؟و زمانی که ایشان فهمشان رشد یافت به روش لقمان حکیم جلوه های اعتماد به خدا را در دیگران برای او بیان نمایم؟به نظر شما با زبان قصه در این سن هم میتوانم به رشد روحیه توکل به خدا در او کمک کنم؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    با سلام و آرزوی قبولی طاعات
    نه، سؤال اشکالی ندارد. سؤال شما خیلی هم خوب است
    در این سن شاید کودک اعتماد به خدا را نفهمد، اما بسترهای آن را می توان به وجود آورد. وقتی با چیزی به نام خدا آشنا شد، داستانها می تواند خیلی مؤثر باشد. همچنین برخی رفتارهای ما با کودک می تواند در این زمینه مؤثر باشد که ان شاء الله در شماره آینده به آن می پردازم
    موفق باشید

  3. قاسمی 10 تیر 1394 - 23:51

    با عرض سلام.از حسن توجهتان بسیار سپاسگزارم.

  4. احمد غلامعلی 12 تیر 1394 - 12:24

    سلام بر دوست و استاد عزیز . امروز فرصت کردم 6 . 7 . 8 را خواندم . مختصر و مفید بود . موفق باشید
    __________________________________________________
    (پسندیده)
    علیکم السلام. از لطفتان سپاسگزارم. برای امثال شما زیره به کرمان است.
    ما هم منتظر خاطرات شما هستیم

  5. دانشجو و در محضر استاد 29 تیر 1394 - 13:28

    با سلام و احترام
    استاد، به نظر می رسد که معنای حقیقی اعتماد به خدا آنگونه که باید در اینجا روشن نشده است.اینکه اعتماد به معنای واگذار کردن نیست را عامه مردم هم می دانند اما مخاطبان شما بیشتر پژوهشگران هستند و دوست دارند معنای جامعی از یک مفهوم به دستشان آید.مثلا همین تکیه کردن به خداوند را اگر بخواهیم به کودکمان تبیین کنیم جای بحث زیادی دارد و آنها هم سوالات زیادی را مطرح می کنند.(مثلا می گویند خب این خدایی که شما می گویید در صورت توکل به او کفایت می کند پس چرا خیلی افراد سختی های زیادی کشیده اند و با این حال خدا را می خوانند اما یه روی خوش از زندگی نمی بینند...)
    در ضمن ناگفته نماند که بیان شیوه های لقمان حکیم بسیار جذاب بود مخصوصا جمع بندی پایانی خودتان.
    انشاالله خداوند امثال شما اساتید گرانقدر را در جای جای جامعه مان(نه فقط قم) زیاد کند.

یادداشت ها

کتاب ها