صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

خلق عظیم؛ از زاویه ای دیگر



مجموع: ۴

بازدید: ۵۸۳۴

یادداشت

خلق عظیم؛ از زاویه ای دیگر

ارسال شده در: 20 دی 1393 - 08:58 توسط عباس پسندیده

اصطلاح:

در سوره «ن والقلم» یکی از توصیفاتی که در باره رسول خدا(ص) شده این است: «انک لعلی خلق عظیم؛ به درستی که تو دارای خلق عظیم هستی». مناسب است به مناسبت ایام ولادت حضرت، کمی در این باره سخن بگوییم:

  1. آیات نخستین این سوره، تسلی بخش دل پیامبر اکرم (ص) است، وقتی به ایشان اتهام جنون و مفتون شدن می زدند! در حقیقت این آیه یک تکنیک آرام کننده در چنین مواقعی است. این تکنینک «توجه دهی به فضایل درونیِ خود» است. مکانیزم تأثیر آن نیز این است که توجه فرد را از سخنِ سخت دیگران به نکات مثبت خود برمی گرداند و بدین سان فشار روانی آن کاهش می یابد. وقتی مشکلی پیدا می شود، تمرکز و توجه پیوسته به آن، موجب تشدید فشار روانی می گردد. «توجه گردانی» می تواند این وضعیت را تغییر دهد. (برای مطالعه بیشتر ر. ک: روشهای توان افزایی در سختیها، اثر محسن عطاءاله) این در باره علت نزول آیه شریفه و کارکرد آن.
  2. در این آیه شریفه سخن از خلق «عظیم» است. معمولاً خلق عظیم را به حسن خلق یا خلق کریم و مانند آن تفسیر می کنند، ولی به نظر می رسد این، تفسیر دقیقی نباشد. چرا که اگر چنین می بود، علی القاعده می بایست از واژه های حسن و کریم در آیه استفاده می شد.
  3. به نظر می رسد مراد از خلق عظیم، «خلق توسعه یافته» است. مراد از خلق توسعه یافته، خلقی است که لطف و برکت آن، همه انسانها و همه موضوعات را شامل می شود. از مسئله های مهم در اخلاق این است که فضایل اخلاقی فرد، چه دامنه ای دارد و تا کجا کشیده می شود؟ خلق پیامبر اکرم(ص) به گونه ای است که «شمول موضوعی» و «شمول افرادی» دارد. امیرالمؤمنین(ع) در باره آن حضرت می فرماید: (قَد وَسِعَ النّاسَ مِنهُ خُلُقُهُ وصارَ لَهُم أبا، وصاروا عِندَهُ فِي الخُلُقِ سَواءً؛ خلق او همه مردم را فرامی گرفت و برای آنان پدر شده بود و همه نزد اخلاق او برابر بودند).
  4. خلق توسعه یافته، از «خودِ توسعه یافته» سرچشمه می گیرد. هر چقدر شخصیت یک فرد توسعه یافته باشد و بزرگ باشد، دامنه خلق وی نیز توسعه می یابد. فضیلت انسانهای اخلاقی، به تناسب سعه وجودیشان، قلمروهای متفاوتی پیدا می کند. پیامبر اکرم(ص) از سعه وجودی بی مانندی برخوردارند و به همین جهت خلق ایشان نیز «عظیم» می باشد. شاید این همان چیزی باشد که قرآن کریم از آن به عنوان «شرح صدر» یاد کرده است: (ألم نشرح لک صدرک؟ آیا ما سینه تو را فراخ نکردیم؟)
  5. در این مجال به نمونه هایی از خلق توسعه یافته ایشان اشاره می کنیم:
    • رحمت توسعه یافته: یکی از موضوعات مهم، دایره رحمت افراد است که تا کجا و چه انسانهایی را شامل می شود؟ رسول خدا(ص) «رحمة للعالمین» است. ایشان خود می فرماید: (ان الله عزوجل بعثنی رحمة للعالمین؛ خداوند عزوجل مرا مایه رحمت همه عالمیان مبعوث کرد) و (ان الله عزوجل بعثنی بالرحمة لا بالعقوق؛ خداوند عزوجل مرا به رحمت مبعوث کرد، نه به بدی کردن) و  وقتی کثافات بر سر ایشان ریختند، فرمود: (انما بعثت رحمة ، ربّ اهد امتی انهم لایعلمون؛ همانا من به رحمت مبعوث شدم، پروردگارا امت مرا هدایت کن آنها نمی دانند)
    • عفو توسعه یافته: این که افراد بتوانند کسی را ببخشند، خود نشان از بزرگی روح است، اما مهمتر از آن، «اندازه خطا» و «تعداد خطاکار» هایی است که می بخشیم. هر چه وجود انسان توسعه یافته تر باشد، خطاهای بزرگ تر (شمول موضوعی) و تعداد خطاکارهای بیشتر (شمول افرادی) را می تواند ببخشد. در باره ایشان آمده است که (لایجزی السیئة مثلها، ولکن یعفو و یصفح؛ بدی را به مانندش مقابله نمی کرد، بلکه گذشت می کرد و نادیده می گرفت).
    • حلم توسعه یافته: حلم مربوط به مواجهه ما با اشتباهات دیگران است. این که انسان تا چه اندازه بتواند اشتباهات و نادانی دیگران را تحمل کند و اشتباهات چه تعدادی را تحمل کند و به خشم نیاید، ریشه در سعه وجودی فرد و خلق وی دارد. هر چه انسان بزرگ تر و دارای خلق توسعه یافته تری باشد، در باره انسانهای بیشتر (شمول افرادی) و نسبت به موضوعات بیشتر (شمل موضوعی) حلم و بردباری خواهد داشت. در باره ایشان آمده است: (کان لایغضبه شیء؛ چیزی او را به خشم نمی آورد) و (کان اصبر الناس علی اوزار الناس؛ صبورترین مردم بر اشتباهات مردم بود) و (کان رسول الله (ص) ابعد الناس غضباً وأسرعهم رضاً؛ رسول خدا(ص) بعیدترین مردم در خشمگین شدن و سریع ترین آنها در رضایت بود)
    • صبر توسعه یافته: مشکلات زندگی، از امور اجتناب ناپذیر زندگی هستند که صبر انسان را محک می زنند. اندازه مشکلات و تعداد آنها نشان گر سعه وجودی افراد در حوزه صبر می باشد. رسول خدا(ص) بیشترین مشکلات و سختیها را تحمل کرد (ما أوذی نبیّ مثل ما أوذیت؛ هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد) اما هیچگاه نابردبار نشد و بی تاب نگردید.
    • و ....

اینها نمونه هایی کوتاه از عظمت خلق پیامبر اکرم(ص) بود. شایسته است که محققان و دانشجویان محترم، با این رویکرد به بررسی اخلاق پیامبر اکرم(ص) بپردازند و ابعاد مختلف آن را روشن سازند.

خداوندا! به ما نیز شمه ای از آن خلق عظیم را عنایت بفرما. آمین

 

 

نظرات

  1. م. تهرانی 20 دی 1393 - 14:40

    جناب آقای دکتر پسندیده
    1. تفسیری کوتاه ، زیبا و پر محتوا ارائه داده بودید. استفاده کردم . شاید عبارت«فراگیر» بجای «توسعه یافته» مناسب تر باشد. چون واژه توسعه یافته معمولا برای امور مادی است.
    2. می توان به شماره های فوق خیلی موارد دیگر را هم افزود چنانچه حضرتعالی هم «و....» گذاشته اید. به نظرم چون آنحضرت روح فراگیر یا توسعه یافته داشتند حتی در دعا ها نیز همه را دعا می نمودند. دعای مشهور اللهم ادخل علی اهل القبور ماه رمضان که از آنحضرت است مصداقی از روح متعالی و فراگیر حضرتش است که پوشیدن ، سیر شدن ، و... همه مردم را از خدا خواهانند
    3. برخی در برتری پیامبر خاتم بر سایر پیامبران همین روح عظیم را دلیل آورده اند که نوح قومش را نفرین کرد و فرمود: ««رَبِّ لا تَذَر عَلَى الأَرضِ مِنَ الكافِرينَ دَيّارًا* إنَّكَ إن تَذَرهُم يُضِلّوا عِبادَكَ ولا يَلِدوا إلّا فاجِرًا كَفّارًا».» ولی پیامبر حاضر به نفرین قومش در جنگ احد نشد و فرمود : اللّهُمَّ اهدِ قَومي فَإِنَّهُم لا يَعلَمون‏. یعنی خلق عظیمش حتی از پیامبران نیز فراتر بود.

  2. قنبری 21 دی 1393 - 07:25

    تفسیر زیبایی بود که تنه به تنه تفسیر رأی میزد . چگونه از خلق عظیم توسعه موضوعی و افرادی به دست میأید؟ کدام کتاب لغت وصف عظیم را چنین معنا کرده است؟ یا در کدام روایت عظیم به معنای بزرگ در مفهوم فراگیر استفاده شده است؟ در ضمن اشکالات تایپی درنی که درونی است و ... وجود دارد که اصلاح فرمایید

  3. عباس پسندیده 21 دی 1393 - 09:15

    به نام خدا
    با سلام و تشکر از جناب قنبری، و با احترام به نظر ایشان چند نکته را به عرض می رسانم:
    1. یادداشت هر چند باید متقن باشد، اما یک مقاله علمی نیست که همه مستندات در آن بیاید؛ از این رو به بیان مستندات پرداخته نشد. اما برای روشن شدن مطلب در ادامه توضیحاتی ارائه خواهد شد.
    2. واژه عظیم در کتب لغت با تکبیر معنا شده (: عظّمه أی کبّره) و در معنی مُعظَم از تعبیر کثیر (: معظم الشیء: اکثره) و برای عظمة از تعبیر کبریاء.(ر. ک: العین، الصحاح ) استفاده شده است. ابن فارس آن را ترکیبی از بزرگی و نیرومندی می داند (یدل علی کبر و قوّة). راغب در باره عظُم الشیء می گوید اصلش این است که استخوانش بزرگ شد سپس برای هر چیز بزرگی واژه عظمة به کار رفت (أصله کبر عظمه ثم استعیر لکل کبیر). ابن منظور کاربرد عظمة در باره انسان را به معنی تکبر می داند و از باب تعریف به ضد، آن را ضدّ صغر تعریف کرده(العِظُم خلاف الصغر).
    3. در روایات نیز همین خط مشاهده می شود. در دعای کمیل صحبت از این است که عظمت خداوند همه جا را پر و آکنده کرده است (اللّهُمَّ إِنّي أَسأَ لُكَ ... بِعَظَمَتِكَ الَّتي مَلَأَت كُلَّ شَي‏ء). در برابر عظمت نیز از واژه «صغر» استفاده شده است. امام علی(ع) می فرماید: «صَغُرَ كُلُّ جَبّارٍ في عَظَمَةِ الله» و امام کاظم(ع) می فرماید: « صَغُرَ كُلُّ عَظيمٍ عِندَ عَظَمَةِ الله‏» و جبرئیل به پیامبر اکرم(ص) می گوید: «لَيسَ شَي‏ءٌ يَدنو مِنَ الرَّبِّ إِلّا صَغُرَ لِعَظَمَتِه‏».
    4. به نظر میرسد اگر عظیم به معنی کبیر و کثیر و ضدّ صغیر و حقیر است، نمیتوان نگاه از این زاویه به آیه شریفه را نادرست دانست. خلق کبیر و قوی یعنی چه؟ بزرگی آن در چیست؟ نمود عینی آن کدام است؟ آیا جز این است که در بروز و ظهور، قلمروی گسترده دارد؟ وانگهی سؤال این است که با توجه به آنچه گفته شد، آیا خلق عظیم یعنی خلق حسن؟ آنان که خلق عظیم را به خلق حسن تفسیر کرده اند چه استدلالی داشته اند؟
    این آن چیزی است که از این آیه به نظر می رسد؛ حال این که چه واژه ای در زبان فارسی برای آن گذاشته شود، بحث دیگری است که به استخدام واژه برمیگردد و هر نویسنده ای ممکن است به دلیلی واژه ای خاص را انتخاب نماید.
    بار دیگر از ایشان به خاطر اظهار نظر به ویژه به خاطر ویراستاری شان تشکر می کنم.

  4. امید حسینی 08 دی 1394 - 16:21

    سلام استاد گرامی
    در رابطه با تکنیک «توجه دهی به فضائل درونی خود» روایتی از امام موسی ابن جعفر علیهما السلام را مناسب دیدم که در ادامه تقدیم می کنم:
    امام کاظم (ع) در وصیتی به هشام بن حکم می فرمایند: ای هشام، اگر در دستت گردویی بود و مردم آن را گوهر خواندند مغرور مشو که برای تو سودی ندارد، زیرا تو می دانی آنچه در دست داری گردو است . و اگر در دست خود گوهری داشتی و مردم آن را گردو خواندند گفته آنان به تو ضرر نمی رساند، زیرا تو می دانی که گوهر داری .
    آیات فوق به نحوی می تواند دربردارنده این تکنیک باشد یعنی هم توجه به ارزش داشته ها و هم بی توجهی به پندار دیگران در این مورد.

  5. فیض 26 دی 1394 - 22:39

    به نام خدا
    سلام علیکم
    بسیار بسیار عالی بود.
    ممنون از ارسال مطلبتان

یادداشت ها

کتاب ها