صفحه شخصی عباس پسندیده

روزنه ای به کهکشان معارف اسلامی

پیشروندگی



مجموع: ۱

بازدید: ۶۱۵۲

یادداشت

پیشروندگی

ارسال شده در: 23 آبان 1393 - 03:42 توسط عباس پسندیده

بسمه تعالی

پیشروندگی

امام صادق عليه السلام: مَنِ استَوى يَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ، ومن كان آخر يوميه خيرهما فهو مغبوط، ومَن كانَ آخِرُ يَومَيهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلعونٌ، ومَن لَم يَرَ الزِّيادَةَ في نَفسِهِ كانَ إلَى النُّقصانِ، ومَن كانَ إلَى النُّقصانِ، فَالمَوتُ خَيرٌ لَهُ مِنَ الحَياةِ. (الأمالي صدوق : ص ٧٦٦ ح ١٠٣٠)

ترجمه حدیث:

آن كه ، مغبون است، و آن كه دومين روزش بهتر باشد، نکو حال (برنده) است. و آن كه دومين روزش بدتر باشد، نفرين شده است. آن كه پيشرفت را در خود نبيند، رو به نقصانْ است و هر كه رو به نقصانْ باشد، مرگ از زندگى برايش بهتر است.

این حدیث شریف یک طبقه بندی سه ­گانه انسان ارائه می­کند: مغبون، مغبوط و ملعون. مغبون کسی است که دو روزش برابر باشد. مغبوط کسی است که روز دومش بهتر از روز نخستش باشد؛ و ملعون کسی است که روز دومش بدتر باشد.

این، یک حدیث توصیفی بوده و شگفتی آور است، زیرا چگونه ممکن است تساوی در دو روز را خسارت دانست و حال آن که به نظر می­رسد نه خسارت است و نه منفعت. بر اساس یک قاعده،  هر سخن معصوم(ع) مبتنی بر یک قانون است که بر اساس آن می­توان سخن حضرت را تحلیل کرد و کشف آن می­تواند یک یافته روانشناختی به شمار آید. اما آنچه اینجا مهم است این که چگونه می­توان به لایه زیرین و بنیادین این حدیث شریف دست یافت؟

برای این منظور، نخست باید متن حدیث را مورد توجه قرار داد و نقاط محوری آن را شناسایی نمود. به نظر می­رسد که دو نقطه محوری در این حدیث وجود دارد: یکی دستاورد و عدم آن که از واژه­های (استوی، خیرهما، شرهما، مغبون، مغبوط، ملعون، الزیادة و النقصان) به دست می ­آید، و دیگری زمان که از واژه (یوماه و یومیه) به دست می­ آید.

در گام بعد باید نحوه تعامل این دو را با یکدیگر بررسی نمود. مطالعه متن حدیث نشان می­دهد که این دو به گونه جالبی در هم تنیده­ اند. یعنی ارزیابی دستاورد و عدم آن، بدون در نظر گرفتن زمان امکان پذیر نیست. این از آنجا معلوم می­شود که حضرت تساوی دستاورد در دو روز را «زیان» ارزیابی می­کنند، نه عدم پیشرفت(مَنِ استَوى يَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ)!! و تنها در صورت افزایش دستاورد در روز دوم، وضعیت را «سود» ارزیابی می­کنند(ومن كان آخر يوميه خيرهما فهو مغبوط). پرسش این است که چرا چنین است؟ پاسخ این پرسش، پرده از راز سخن امام(ع) برداشته و قانون زیر بنای این منطق را آشکار می­ سازد. لذا محقق باید لایه ­های ژرف­تر سخن حضرت را بکاود تا بتواند منطق استوار آن را بیابد.

دستاورد با سرمایه ­ها و امکانات در اختیار یک فرد رابطه تنگاتنگ دارند. سود و زیان دستاورد با توجه به امکاناتی که فرد در اختیار داشته سنجیده می­شود. از این رو پاسخ را باید در معادله امکانات و دستاوردها، و مناسبات میان آنها جستجو کرد. اما امکانات ما کدامند؟ ما امکانات مختلفی داریم که برای کسب دستاورد مهم هستند. در این باره می­توان به امکانات فردی مانند نیروها و قوای درونی و بیرونی انسان(: شنوایی، بینایی، سلامتی، تفکر و...)، سرمایه­ های مادی، امکانات معنوی (: انزال کتب، ارسال رسل، ایمان و ارتباط با خدا، و...) و سرمایه ­های اجتماعی (: اعتبار اجتماعی، خانواده، دوست، والدین، فامیل و...) اشاره کرد. همه اینها و امور دیگری از این دست، همه سرمای ه­ای برای موفقیت انسان بشمار می­روند، اما مهم این است که این امکانات را بدون زمان نمی­توان محاسبه نمود. واقعیت این  است که زمان نیز یک «سرمایه و امکان» بزرگ و حیاتی در زندگی است که پیوسته در حال گذر و نابودی است. هر انسانی مقدار محدودی از این سرمایه را در اختیار دارد که زمینه را برای کسب دستاورد به وجود می ­آورد. نکته مهم و اساسی در تحلیل این حدیث این است که آن امکانات، در این سرمایه معنا می­یابد و لذا هر کدام از آنها در یک قطعه زمان، یک امکان به وجود می ­آیند. این بدان معناست که مثلاً نعمت سلامتی یا توان جسمانی، در فرضاٌ ده قطعه زمانی، ده امکان و ده سرمایه بشمار می­رود، نه یک سرمایه و امکان. بنا بر این، اگر فرد در هر قطعه زمان، دستاوردی را کسب کند، سود کرده است و اگر دستاوردی کسب نکند، سرمایه­ای را از دست داده و چیزی به دست نیاورده است. این وضعیت را حضرت، خسارت دانسته­اند.

از تحلیل این بحث می­توان نتیجه گرفت که معادله ارزیابی موفقیت، مبتنی است بر «تقسیم دستاورد بر امکانات» و امکان یعنی ضرب سرمایه­ های فردی، معنوی، مادی و اجتماعی در زمان. به نظر می­رسد این، زیر بنای عقلانی سخن حضرت باشد. بر اساس این منطق است که می­توان گفت تساوی در دو مقطع زمانی، مساوی با خسارت است؛ چون فرد در زمان دوم هیچ سودی نبرده و این یعنی زیان. همچنین بدتر شدن وضع او در دو مقطع زمانی، فراخسارت است که از آن به نفرین یاد شده است؛ چون از آنچه که داشته نیز عقب ­تر رفته است.

نظرات

  1. مهدی گلستانی 23 آبان 1393 - 11:39

    تفسیر و برداشت عالمانه و زیبایی بود
    جزاکم الله

  2. عابدی 01 آذر 1393 - 23:33

    بسیار عالی و کاربردی

    • عباس پسندیده 15 دی 1393 - 08:10

      به نام خدا
      باسلام و عرض ادب
      از حسن نظرتان متشکرم
      اینها از غنای معارف اسلامی است
      موفق باشید

یادداشت ها

کتاب ها